تبلیغات
کتابخانه کودک و نوجوان حائری اردکان
کتابخانه کودک و نوجوان حائری اردکان
 
قالب وبلاگ
 یه برگ  که از خواب پا میشه و خودشو کنار یه آیینه میبینه و حسابی از دیدن رنگ قرمز خودش جا میخوره...


اما


اون که آیینه نبود
اون قطره های آبی بود توی یه گودال کوچیک که از آسمون باریده بود
  قطره ها به برگ با شادی سلام کردن اما برگ با تعجب و غم پاسخشونو داد


بچه ها هم
هم به جای
 قطره های شاد و
هم به جای
برگ متعجب و ناراحت
سلام کردند


و     چیزی تن برگ رو قلقلک داد و بعد صدای هوهوی باد بود که توی قصه پیچید...


 



در عکس بالا جایزه های قصه گویی دست بچه هاست و اونا آماده ی بازی هستند.



ما یه بازی بر اساس قصه داشتیم بازی برگ و باد

در عکس بالا بچه ها در حال بازی برگ وباد هستندگروه باد هوهوکنان  به  دنبال گروه برگ هستند
باد اولش آروم بود اما بعدش تند شد البته
 طوفان نیومد..



ویه شعر جمجمک برگ خزون به بچه ها داده شد و
بازی اون در جلسه معرفی شد.






پس شد یه قصه ، دوتا بازی و یک شعر
 
حالا بقیه عکسها که شامل عکس هایی از حضور و شعر خوندن بجه های خلاق و پرانرژی  قصه گویی کتابخانه است را لطفا مشاهده کنید




















دو عکس پایین مربوط میشه به قصه ی کاسه ی سفالی آبی خالی






[ یکشنبه 3 آبان 1394 ] [ 09:24 ب.ظ ] [ کتابخانه کودک و نوجوان ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای